×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  سه شنبه - ۲۷ شهریور - ۱۳۹۷  
true

نزهت امیری


true

سال ۱۳۹۶ هم به پایان رسید؛ اما با چشم اندازی که هم اکنون شاهد آن هستیم، می توانیم از همین حالا با خیال راحت کدام خیال راحت؟
بگوییم که سال ۹۷ هم وضعیت زنان موسیقیدان همین است. آنان همچنان ناگزیرند با سختی بسیار کار کنند…

صدها و هزارها زن هنرمند در میان زنان سرزمینم هستند؛ اما کارهایشان را کجا عرضه کنند؟

سال ۱۳۹۶ هم به پایان رسید؛ اما با چشم اندازی که هم اکنون شاهد آن هستیم، می توانیم از همین حالا با خیال راحت کدام خیال راحت؟

بگوییم که سال ۹۷ هم وضعیت زنان موسیقیدان همین است. آنان همچنان ناگزیرند با سختی بسیار کار کنند. همچنان با محدودیت های بسیار دست و پنجه نرم خواهندکرد و همچنان مجبور به جنگیدن برای عرضه هنری هستند که جانشان است و عمرشان را به پایش گذاشته اند و تنها ممّرِ درآمدشان فرقی نمی کند که نوازنده باشند یا خواننده یا همخوان- همین که «زن» باشند و «موسیقی» کارشان؛

کفایت می کند برای این که از وضعیتی نامساعد برخوردار باشند و هیچ کس حواسش نباشد که درست است که «موسیقی» هنر است؛ اما محل ارتزاق زنانی است که سال ها برایش درس خوانده و عمرشان را پایش گذاشته اند و وقتی نتوانند کار کنند، کنسرت بگذارند، همخوانی کنند و نوازندگی و آلبوم هایشان را به بازار عرضه، با مشکل معیشتی بسیار روبرو خواهندشد. اینها اما رویه تاریک ماجراست؛ در میان همه این مشکلات اما همچنان و هر روز می توان نشانی از موفقیت های روزافزون زنان موسیقی دان در ایران مشاهده کرد.

نمونه اش همین خانم «نزهت امیری» که بعد از سال ها، در جشنواره موسیقی فجر ارکستر «نغمه باران» را رهبری کرد و روزهای آخر اسفند هم قرار است دوباره با این ارکستر روی صحنه برود و حضورش چنان موثر بود و موفق که توجه رسانه های دنیا را نیز به خود جلب کرد. «رهبری» ارکستر در تمام دنیا شغلی مردانه است؛ شما کمتر زن رهبر شناخته شده ای را می توانید در دنیا نام ببرید که توانسته باشد نامی برای خودش دست و پا کند؛ «نزهت امیری» اما در همین ایران، در همین کشوری که زنان نوازنده و همخوان حق روی صحنه رفتن در ۱۳ شهرستان را ندارند، چنان با قدرت ارکسترش را رهبری کرد که توجه همه را به خود جلب کرد.

نه به خاطر این که زن است که خب خوشمان بیاید یا نه، این مسئله هم تاثیر خودش را داشت؛ بلکه به خاطر تسلطش روی اجرا و رهبری بی عیب و نقص و هدایت ارکستر تقریبا بزرگ «نغمه باران». زن رهبر ارکستر دیگری در ایران نداریم؛ یکی، دو زن که در خارج از کشور سکونت دارند؛ یکی- دو باری به ایران آمدند برای این تجربه؛ اما موفق نشدند و رفتند. زنان موفق اما مثل او تا دلتان بخواهد داریم. پارادوکس اینجا خودش را نشان می دهد؛ همان اتفاقی که لابد جامعه شناسان باید برایش وقتِ بسیار بگذارند و تحلیلش کنند و بگویند ماجرا از چه قرار است؟

چرا با وجود آن همه محدودیت- صدا و تصویر و ساز- تعداد زنان موسیقی دان در این سال ها تا این اندازه زیاد شده است و هر روز هم بیشتر می شود و در بسیاری مواقع همپای همکاران مردشان و در معدودی موارد حتی بهتر از آنان کار می کنند و خسته نمی شوند و انگیزه هایشان هر روز بالاتر می رود. کافی است نگاهی به آموزشگاه ها و گروه ها و دانشگاه های موسیقی بیندازید تا ماجرا برایتان روشن شود و ببینید زنان چه اندازه سهم کمی و کیفی در آن دارند. زنان در ایران نمی توانند تک خوانی کنند که قانون است و قابل احترام؛ اما در بسیاری مواقع و در بسیاری از شهرها همخوانی و همنوازی هم نمی توانند انجام دهند.

این دیگر قانون نیست و اعمال سلیقه است و جای پرسش بسیار دارد. با همه اینها اما آنان نشان داده اند که بیدی نیستند که با این بادها بلرزند، همان طور که تا الان نلرزیده اند. اما با تمام اینها ای کاش آنان که هر روز عرصه را بر زنان اهل موسیقی تنگ می کنند، آن هم در حالی که همه می دانند رییس جمهوری و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بارها بر ضرورت فضای باز فرهنگی تاکید کرده اند، به این نکته توجه کنند که «موسیقی» اگرچه هنر این زنان است؛ اما مهم تر از آن «شغل»شان نیز هست. آنان سال ها از عمر و زندگی خود را پای آن گذاشته اند، درسش را خوانده اند و مدت های مدید تمرینات سختی انجام داده اند تا از این راه ارتزاق کنند و با اِعمال سلیقه های شخصی بخش مهمی از جامعه را از ارتزاق خواهندانداخت.

بماند که روحشان پژمرده و اندوهناک می شود؛ کافی است این جملات خاطره پروانه در آخر ین روزهای حیاتش را دوباره بخوانید: «خیلی اصرار کردم؛ خواهش کردم که بگذارند یک نوار از اجرایم برای نوه ام در کانادا بفرستم. قبول نکردند. گفتم ضبط صوت غیرحرفه ای باشد تا مطمئن شوید که نمی خواهم منتشرش کنم؛ نگذاشتند. مگر من خواننده کار نبودم؟ مگر صدای خودم نبود؟ چیز زیادی می خواستم؟ از آن طرف داری می خوانی و بچه ها مدام روی سالن رفت و آمد می کنند. خانم ها تنقلات می خورند، می شود در این وضعیت چهارگاه خواند؟ حس و حالی برای تویِ خواننده می ماند؟ آخرین باری که برنامه اجرا کردم، دیگر مطمئن شدم که نمی خواهم کنسرت بگذارم.

برنامه مان را گذاشته بودند در تالار فرهنگ که از سال های قبلش مخروبه بود. صندلی ها پاره، پیانو شکسته؛ همه جا پر از گرد و خاک و غبار. خودمان دست هایمان را بالا زدیم تا همه جا را تمیز کنیم. جارو کشیدیم. یک ساعت مانده به برنامه، پیانو کرایه کردیم. آنقدر فشار رویم بود که چند دقیقه قبل از شروع کنسرت، بی هوش شدم. از کیفیت صدابرداری و اینها اگر بگذریم، من چه فرقی می کنم با یک بازیگر زن که تمام پوسترهای او می تواند روی شهر و بیلبوردها باشد؛ اما از چاپ یک آگهی کوچک من در هم در روزنامه جلوگیری می کنند؟ می گویند در عکس هایتان ساز هست؛ اما عکس بدون ساز را هم چاپ نمی کنند.»

اگرچه اعمال سلیقه ها برخلاف مقررات هر روز مشکلات بیشتری برای زنان به وجود آورده است؛ اما نمی توان این مساله را نادیده گرفت که در این سال ها خیل زیاد مردان موسیقی دان، نسبت به این مشکلات بی توجه بوده اند و تنها تعدادی از بزرگان اعتراض خود را به این مسئله نشان داده اند؛ هر چند «محمدرضا شجریان»- خواننده بزرگ ایرانی که آرزوی میلیون ها ایرانی است که هرچه زودتر سلامتی اش را بازیابد- گفته است: «ما همیشه اعتراض کرده ایم؛ آنها اما کار خودشان را کرده اند و ما هم کار خودمان را می کنیم.»

 

گفت و گو با «نزهت امیری» تنها زن رهبر ارکستر ساکن ایران

 

کسی از ما حمایت نمی کند

« نزهت امیری » تنها رهبر ارکستر زن ساکن ایران است. او ده سال که عمر کمی نیست- هیچ فعالیتی نداشت تا در جشنواره موسیقی سال جاری به اجرای برنامه پرداخت و حالا بار دیگر در نیمه اسفند ارکستر «نغمه باران» را با قطعاتی از ساخته های حسین دهنوی، علی تجویدی، همایون خرم، جواد لشگری، حبیب الله بدیعی و چند آهنگساز دیگر رهبری کرد به نفع مردمان زلزله زده غرب کشور.

او در سال ۱۳۸۴ ارکستر مضرابی را که در سال ۱۳۷۹ توسط حسین دهلوی پایه گذاری شده بود، رهبری کرد تا اولین زن رهبر ارکستر ایران باشد؛ ادامه فعالیت او بنا به دلایلی با این ارکستر میسر نشد؛ اما او ناامید نشد؛ نه از ایران مهاجرت کرد و نه مثل خیلی از هنرمندان دیگر که مانع فعالیت هایشان شدند، خودش را تسلیم افسردگی کرد؛ دوباره آمد و کار کرد. خودش می گوید خیلی ها به خاطر زن بودن، می خواستند به او ثابت کنند که نمی تواند کار کند؛ اما او آمد تا به دیگران ثابت کند که می تواند.

خانم امیری اصلا چطور موسیقی دغدغه تان شد؟

من یک سال بعد از انقلاب دیپلم گرفتم و از همان سال هم فعالیت هایم در زمینه موسیقی را شروع کردم، منتها با انقلاب فرهنگی همه چیز تعطیل شد و من هم توانستم به دانشگاه بروم. البته در آن سال ها توانستم از محضر بسیاری از اساتید بزرگ موسیقی کشورمان استفاده کنم و شاگردی شان را کردم و به همین خاطر دوباره که به دانشگاه رفتم دیگر همه چیز را می دانستم، با این حال درسم را ادامه دادم تا بتوانم تحصیلات آکادمیک هم داشته باشم و راحت تر فعالیت هایم را انجام دهم.

رهبری ارکستر خواندید؟

خیر، اصلا این رشته در ایران وجود ندارد، به خاطر همین آهنگسازی خواندم که بسیاری از واحدهایش با رهبری ارکستر مشترک است. فوق لیسانس آهنگسازی گرفتم و بعد از آن در دانشگاه تدریس می کردم. سال ۸۲ بود که به استاد دهلوی پیشنهاد راه اندازی ارکستر مضرابی را دادم و ایشان قبول کردند و با این ارکستر یک اجرا هم داشتند. بعد از آن اما ارکستر استاد دهلوی را راه اندازی کردم که خودم رهبری آن را انجام دادم. البته استاد دهلوی می گفتند که این ارکستر نمی تواند بدون حضور اسپانسر به فعالیت هایش ادامه دهد و بعد از مدتی تعطیل می شود و شما و نوازنده ها سرخورده می شوید؛ من اما اصرار زیادی کردم تا ارکستر راه اندازی شد و در نهایت چهار شب اجرا داشتیم.

اما پیش بینی آقای دهلوی درست از آب درآمد؛ آن ارکستر به خاطر نداشتن اسپانسر، فعالیت های متوقف شد. چقدر امیدوارید که این اتفاق برای «نغمه باران» رخ ندهد؟

امیدوار نیستم؛ تنها دعا می کنم که این ارکستر به فعالیت هایش ادامه دهد. ما برای اجرایی که شما در جشنواره آن را مشاهده کردید، ماه ها تمرین کردیم و یک ریال هم دریافت نکردیم؛ من اصلا این مسئله برایم اهمیتی ندارد؛ فقط می خواهم شرایطی وجود داشته باشد تا کارهایم را انجام دهم؛ اما نمی توان این انتظار را از نوازنده ها هم داشته باشم. ما که ساز نداریم؛

آنها باید با سازهای خودشان بیایند و بنوازند که خب می دانید این سازها بسیار گران است؛ از آن طرف نوازنده سازهای بزرگ باید با آژانس رفت و آمد کنند؛ با همه اینها دوست دارم آثار تمام آهنگ سازان ایرانی مثلا استاد حنانه و استاد دهلوی و سنجری را اجرا کنم و همه آنها آلبوم شوند. فقط اگر یک نهادی پول هزینه رفت و برگشت و یک وعده غذا را بدهد، من دیگر هیچ انتظاری ندارم؛ می توانم این را هر کجا هم که بخواهند اعلام کنم.

بعد از آن همه سال چه اتفاقی افتاد که دوباره روی صحنه آمدید؟

دوباره روی صحنه آمدم چون این کار مهمترین چیزی است که در زندگی حرفه ای دارم. سرپرست این ارکستر آقای «امیر قاسمی» از من به عنوان رهبر میهمان دعوت کردند و من هم با خوشحالی این مسئله را پذیرفتم. این ارکستر سال هاست که فعالیت هایش را شروع کرده و هر زمان با یک رهبر کار کرده است. البته فراموش نکنید که این ارکستر، ملی است؛ چون سازهای ایرانی بسیاری در آن وجود دارد.

گفتید این کار مهم ترین چیز در زندگی تان است؛ چتی با تمام مرارت هایش؟

بله، با تمام مرارت هایش. در این سال ها هم بیکار نبودم، نشسته بودم به آموزش و تدریس و کارهایی از این دست. اما من رهبر ارکسترم و این از هر چیز دیگری برایم اهمیت بیشتری دارد. خیلی ها را می شناسم که سعی کردند در این در این راه قدم بردارند؛ اما بعد از مدتی خسته شدند و کارشان را رها کردند و رفتند؛ من اما پای آرمان هایم ایستادم. خیلی ها می خواستند به من ثابت کنند که من نمی توانم این کار را انجام دهم؛ اما من نقطه مقابل همین مساله را به آنها ثابت کردم. حالا هم می توانم همزمان با چند ارکستر کار کنم. باور کنید که قدرتش را دارم.

مطمئن هستیم خانم امیری؛ برای همین هم هست که این سال های سکوتتان عجیب است.

خب چطور می توانستم کار کنم؟ با چه حمایتی؟ از چه راهی؟ واقعیتش این است که من دوست ندارم این سوال را این طور از من بپرسید. دوست دارم از من بپرسید که چرا ۱۰ سال نبودم و از صحنه اجرا فاصله داشتم؟ من در شرایطی قرار داشتم که میزان حمایت فرهنگی زیر صفر بود. در این سال ها تلاش زیادی کردم تا رپرتوار مناسب پیدا کنم و به دنبال افرادی بودم که بتوانیم با آنها گروه تشکیل دهیم. خب؛ همه اینها به حمایت احتیاج دارد. هر گروهی باید حامی داشته باشد تا بتواند به طور مداوم فعالیت کند

اما من هنوز نفس می کشم، سال گذشته هم اجرایی در تالار رودکی داشتم که قرار بود با همراهی یک گروه ۲۵ نفره روی صحنه برود اما با ۸ نفر روی صحنه رفت. هر کس بنا به دلایلی کنار کشید و من با هزینه زیادی که تحمل شده بودم این اجرا را روی صحنه بردم. پس از آن باید ثابت می کردم که هنوز حرفی برای گفتن دارم. شما به همین کشورهای اطراف نگاه کنید و ببینید که زنانشان تا چه اندازه در موسیقی از ما پیشی گرفته اند. نه این که از ما بهتر باشند؛ من ایمان دارم همین حالا صدها و هزارها زن آهنگساز و رهبر ارکسترِ بزرگ در میان زنان سرزمینم هستند؛ اما کارهایشان را کجا عرضه کنند؟

این خیلی برای من سخت است که می بینم همین زنان سرزمین های اطراف ما که خیلی از ما عقب تر هستند، تا این اندازه دارند ردش می کنند و خودشان را نه تنها در کشورشان که در جهان مطرح می کنند. البته این را هم بگویم که این مشکل زنان نیست. در این وضعیتی که موسیقی ما با آن روبروست، زن و مرد وجود ندارد؛ همه دچار مشکلات فراوان و یکسانی هستند. شما فرض کنید که یک خواننده باید در این هوا تنفس کند، چطور می تواند؟ اما در کنار همه اینها من به خاطر زن بودن با مسائل بسیار پیچیده تری مواجه بوده ام. در این روزهای وانفسای موسیقی همه با هم همدرد هستیم و تلاش می کنیم تا بلکه بتوانیم کاری انجام دهیم.

اگر امروز کسی از من تقاضای اجرای بهتر داشته باشد قطعا قبول خواهم کرد اما به شرط فراهم شدن برخی امکانات؛ هوایی که این روزها تنفس می کنیم برای یک موزیسین مناسب نیست. من سال ۸۴ ارکستر مضرابی را رهبری کردم. نوازندگان همه شاگردان استادان بزرگ موسیقی ایرانی بودند. خیلی هم اجرای خوبی بود اما به طور کامل نادیده گرفته شد. حتی کسی از ما حمایت نکرد تا سی دی کار را منتشر کنیم. حالا هم حمایت نیست اما خوشبختانه لااقل رسانه ها دارند کارهای ما را بازتاب می دهند.

ما پیش از شما رهبر زن در ایران داشته ایم؟ مثلا پیش از انقلاب؟

خیلی ها فعالیت های زیادی انجام دادند اما نتوانستند به نتیجه دلخواه برسند؛ یعنی من سراغ ندارم که زنی در ایران ارکستری را به شکل کلاسیک آن رهبری کند؛ تنها «نازنین آقاخانی» قرار بود با ارکستر سمفونیک تهران به عنوان رهبر روی صحنه برود که بنا به دلایلی آن اجرا هم اتفاق نیفتاد.

و همچنان با همین استمرار به فعالیت هایتان ادامه خواهید داد؟

تا زمانی که نفس می کشم؛ کار می کنم.


true
true
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

true

آدرس

تهران ؛ خیابان نواب ، خیابان رودکی جنوبی ، تقاطع رودکی _مرتضوی ، کوچه توانا ، پلاک 4 ، طبقه 3 ، واحد 8

تلفن

07433229736
09010156001
09034561166

ایمیل

newsmola@yahoo.com

رفتن به نوارابزار