×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  چهارشنبه - ۲۸ شهریور - ۱۳۹۷  
true

سیمین طاهری بویراحمدی


true

در دل بپذیرم جملات زیبا، تسکین دهنده ی مردم عزیز و مهربان را که هنگام از دست دادن مادرم و اکنون پدرم را…. در نگاه من پدر و مادر تنها کسانی هستند که همیشه جوانند..جوانند آنکس که پیر است خود من هستم. گرچه براستی پیرم اما از آنها پیرتر منم. تنهای تنها. در میان نگاه […]

کاش می توانستم خود را قانع کنم

در دل بپذیرم جملات زیبا، تسکین دهنده ی مردم عزیز و مهربان را که هنگام از دست دادن مادرم و اکنون پدرم را….
در نگاه من پدر و مادر تنها کسانی هستند که همیشه جوانند..جوانند
آنکس که پیر است خود من هستم. گرچه براستی پیرم اما از آنها پیرتر منم.
تنهای تنها. در میان نگاه ها، زیبایی ها ، مهربانی ها چو کودکی آواره، در بدر به دنبالشان می گردم.
خاطراتشان یکی، یکی چو آذرخش های پی در پی و بی امان به خرمن جانم آتش می اندازند، تا می آیم این یکی را خاموش کنم، دیگری شعله کشان از راه می رسد.

در این یک ماه آخر پدرم تا فرصتی پیدا می کرد. یا لحظه ای تنها می شدیم . به من می گفت سعی کن اینجا نباشی، ولی تاکید داشت که مردم خوب بوده و هستند و ما واقعا مدیون لطف و مهربانی آنهاییم.
حیرت زده به وصیت اش گوش می دادم. در حالیکه به یاد زریر بودم که پدر خود او را ، زمانی بدرقه کرده و تا آخرین لحظه ی عمرش هم دلتنگ دیدنش بود…
چه سِری در این خواسته نهفته بود و چه ها می دانست که نمی فهمیدمش.
شب بعد از خاکسپاری اش چه زود آن راز بر من آشکار گشت.
آن هم در شرایطی که غم و اندوه چو گرگ های گرسنه داشتند جانم را از هم می دریدند. از آن ها بی رحم تر!!…. دیگر نمی گویم چون به خدا آنان را سپردم.

آخ، در آن هنگامه که یکبار نه ، بلکه چندین بار هردم بی گناه مرا به سخنان و حرکات ناشایست خود به دار می آویختند!!!….
باز به یاد حرف های پدر افتادم که گهگاهی می گفت: اینها حتی دوستانم را از من ربودند و می ربایند!.
در این ضعف جسمانی آنقدر از این و آن بد می گویند که گاهی وقت ها ناخودآگاه از ایده های که بیشتر عمرم را در راه بدست آوردنشان از دست داده بودم دور می سازند. مرا وا می دارند حتی بَد به ممیروها، قهرمانان نوشته هایم بگویم.

عزیزم می گفت: طبیعت استان واقعا زیباست و دنا بی نظیر. زیباتر صداقت مردم. اما من به تو می گویم …برو….
بدان او که چیزی از شما بی خبر بر می دارد یا چند متر زمین اضافه… دشمن نیست.
دشمن و دزد کسی است که دوست یا عزیز تو را از تو جدا و دیوار بد بینی بین تو و همخونت می سازد…
اینان سراپای وجودشان مملو از چرک و عفونت، حسادت و رقابت زشت هست….
ضرب المثل لری:
دِیه بِی، بُوت بمیره ، نُک دِل زَن هم داشتِه بِی…
دیده ای،پدرت بمیرد و یکی هم عمدا اذیتت کند…


true
true
false
false
  1. اعظم کاظمی

    تسلیت عرض میکنم بانو جان. نوشته تان زیبا بود و پردرد. خداوند صبر عنایتتان فرمایند و روح آن بزرگ مرد را قرین رحمت و آرامش ابدی گرداند

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

true

آدرس

تهران ؛ خیابان نواب ، خیابان رودکی جنوبی ، تقاطع رودکی _مرتضوی ، کوچه توانا ، پلاک 4 ، طبقه 3 ، واحد 8

تلفن

07433229736
09010156001
09034561166

ایمیل

newsmola@yahoo.com

رفتن به نوارابزار